به گزارش خبرنگار«خبرنامه دانشجویان ایران»؛ با ابوالفضل چمندی، دبیرکل سابق اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان که سال گذشته به عنوان نماینده این تشکل دانشجویی در دیدار با رهبر انقلاب سخنرانی کرد، به گفتگو نشستیم تا بیش از پیش با حال وهوای این دیدار دانشجویی آشنا شویم.
.jpg)
گزیدهای از مشروح این گفتکو را در ادامه متن میخوانید:
• چگونه شد که شما به عنوان نماینده جامه اسلامی برای سخنرانی در برابر رهبر انقلاب انتخاب شدید؟
طبق روال هر سال و عهد نا نوشته ای که هست، دبیر کل جامعه اسلامی برای سخنرانی مقابل رهبر انقلاب انتخاب میشد؛ مهمترین افتخار دوره دبیر کلی یک فرد در جامعه اسلامی، سخنرانی در برابر رهبری ست.
• یعنی تا حالا سابقه ندشه که کسی به غیر از دبیرکل سخنران دیدار با رهبری باشد؟
خیر، سابقه نداشه است.
• با این تفاسیر، آن روزی که انتخاب شدید به عنوان دبیر کل جامعه اسلامی دانشجویان، چه حسی داشتید نسبت به اینکه قرار است روز دیدار شما در حضور رهبری سخنرانی کنید؟
من بعد از 5 سال ورود به تشکیلات جامعه اسلامی دبیر کل شدم، بهترین آرزوی من این بود که بتوانم در حضور رهبری سخنرانی کنم؛ کمااینکه احساس میکردم به یک آرامش خاصی رسیدم بعد از حضور در کنار رهبر انقلاب.
• حال و هوای جلسه را از دیدگاه یکی از سخنرانان این دیدار دانشجویی چگونه توصیف میکنید؟
تمام بچههایی که در این جلسه بودند، منتظر حضور و سخنرانی آقا و حتی دیدن ایشان بودند، من هم به همین عشق آمده بودم، البته سالیان متمادی به عنوان شرکت کننده در این دیدار بودم و اما سال گذشته هم به همین دلیل مجددا در این جلسه حضور پیدا کردم.
• هنگام سخنرانی و با توجه به اینکه رهبر انقلاب به طور خاصه به سخنرانی هرکدام از نمایندگان تشکلهای دانشجویی توجه ویژه دارند، چه حس و حالی داشتید؟ آیا استرس بر شما غالب نشد؟
خیلی راحت بودم و استرسی نداشتم؛ حتی مرتبا به حضرت آقا هم نگاه میکردم و وقتی موضعگیریها را میخواندم تا واکنش ایشان را ببینم، رهبری نیز به نشانه تایید، مرتبا سر خود را تکان میدادند.
• وقتی سخنرانی شما تمام شد و نزد خود ایشان رفتید، چه حرفهایی بین شما رد و بدل شد؟
حقیقت این است که از خیلی وقت قبلش هم در این مورد فکر میکردم که در آن لحظه چه به ایشان بگویم، اما به نتیجهای نرسیدم و فقط اینکه در محضر ایشان احساس آرامش بسیار خوبی به من دست داده بود، از ایشان فقط التماس دعا خواستم برای تمام بچههایی که با ما در یک سنگر بودند.
.jpg)
• متنی را که آماده کرده بودید در برابر رهبری بخوانید، شامل چه مباحثی بود و آیا توسط برگزار کنندگان برنامه، سانسور شد؟ آیا از شما خواسته شد که پیش از سخنرانی متن را کنترل کنند؟
یکی از سندهای معتبر آزادی بیان در جمهوری اسلامی ایران که مظلوم واقع شده و رسانهها هم پوشش خوبی روی آن ندادهاند همین است؛ ما دیدار مسئولین زیادی رفتیم، مثلا جلسهای داشتیم با آقای هاشمی رفسنجانی، اینکه چه کسانی در آن جلسه بنشینند گزینش میشدند، چه کسی قرار است سخنرانی کند و متن سخنرانی و باقی جزئیات را با ما چک کردند.
اما در جلسهای که با رهبر انقلاب داریم، نه تنها اعضای شرکت کننده را خودمان به صورت مستقل انتخاب میکنیم، متن را نیز آزادانه خودمان تنظیم کردیم و نگارش یا اصلاحیهای از جایی روی آن صورت نگرفت؛ کسی خبر نداشت که ما چه میخواهیم آنجا بگوییم و به نظر من مهمرین افتخار برای جمهوری اسلامی ایران در باب آزادی بیان این است که بلندترین مقام آن سعی میکند مستقیما و مستقلا حرفهای دانشجویان را بشنود.
جالب اینجاست که چنین نمونهای نه تنها در هیچ کشوری وجود ندارد، بلکه در خود جمهوری اسلامی ایران هم نمونه آن رانداریم؛ حتی آقای احمدینژاد را که ما تا حدودی میتوانستیم ایشان را نزدیک به این ویژگی بدانیم، ایشان هم در این امور گزینشی عمل میکردند.
محورهای سخنرانی را هم از ابتدای هر سال تنظیم میکردیم، بر اساس اینکه چه وعدههایی را در سال قبلش به رهبری دادیم و کارهایی که در آن زمینه انجام داده است یک محور برای متن ما بود، استراتژی جامعه اسلامی دانشجویان ببه صورت پیشنهاداتی داشته است را نیز مطرح میکردیم.
به نظر من جنبش دانشجویی هنوز نتوانسته است مطالباتی را که رهبری از مردم و دانشجویان داشته را محقق نماید، هرچند عقلانیت این جنبش بالاتر رفته است اما احساس میشود در حوزه انگیزه و فعالیتها باید تجدید نظر جدی صورت بگیرد.
به نظر من بهار، عید نوروز و سال نو برای جنبش دانشجویی، دیدار با رهبری است که یک نفس تازه و روحی جدید در آن دمیده میشود.



